در دورانی زندگی می کنیم که نیازمندیم به پیوندهای عاطفی و معنوی زیادی متصل باشیم.
کشور ما به واسطه ی دین رسمی، علاقه ی قلبی به ائمه ی مهر و مهربانی و نیز پایگاهی که در مشهد مقدس برای اهالی دل و دین وجود دارد، به یکی از قطب های درخشان حضور دوستداران حق و حقانیت تبدیل شده است.
مردمان این سرزمین در شادی ها و غم ها، در گرفتاریها و گشایش ها و هر وقت بر سر دو راهی مانده اند، برای خیر و مصلحت خود دست به دامان سرچشمه های نور می شوند. هر کس در هر سن، شغل و مقامی و به هر نیت و حاجتی، گره ای دارد و آرزوی ناگفته ای. و به امید فرجی زود هنگام، حتی اگر نه جسمانی، دل به سفر می بندد و تا حریم حرم رضوی پر می کشد.
این روزها مخصوصا که ایام ولادت امام رضا (ع) است و هفته ی کرامت نام گرفته، سیل خروشان عاشقان به سمت منبع برکت راهی اند.
از پدران خسته تا مادران دل شکسته، از جوانی که در آرزوی گشایش در کسب و کارش است تا دانش آموزی که بعد از کتاب و درس مدرسه و حضور در کلاسهای تدریس خصوصی، حالا کنکور داده و نگران نتیجه ی یک سال زحمت کشیدن اش است، همه با چشمانی امیدوار، گوش به نوای نقاره خانه های حضرتی داده اند و در دلشان غوغاست.
آیا به راستی این امام مهربانی، امام رضای خوب همه ی مردم دنیا که ضمانت آهوی دربند را می کند، او که اینهمه مهمان نواز و کریم است، صدای من و تو را می شنود؟ آیا این فضای روحانی که حتی برای کبوتران، آغوش گشوده و من و تو را در دامان امن خود پذیرفته، از آنچه در دل ما می گذرد برای امام مهربانی ها پیغام خواهد برد؟
یک روز در کلاس تدریس خصوصی زبان عربی، متنی را برای دانش آموزانم ترجمه می کردم که داستان امام رضا(ع) و آن بچه آهوی دربند را روایت می کرد. در طول کلاس به این موضوع فکر می کردم که چگونه این داستان را به موضوعی در این دوره و زمان ربط بدهم تا شاگردانم درک بهتری از داستان داشته باشند.
به آنها گفتم، اگر ضمانت آهوی دربند، راه و روش امام ماست، کوچکترین کاری که از من و تو بر می آید، پشتیبانی از دوست و همکلاسی امان است. مثلا وقتی در کلاس تدریس خصوصی زبان عربی به مشکلی برمی خورد، در حد توان به او کمک کنیم. اگر در توان ماست باید از هر ناتوانی دستگیری و حمایت کنیم و اینچنین در راه بزرگان دین قدم برداریم.
مجموعه ی استاد سلام ضمن تبریک ایام مبارک هفته ی کرامت و میلاد امام رضا(ع)، پیشوای مهر و مهربانی، با معرفی دوره ها و کلاسهای متنوع تدریس خصوصی، از اساتید و معلمین تدریس خصوصی در همه ی رشته ها دعوت به همکاری می کند. همچنین، با برگزاری کلاسهای تدریس خصوصی به صورت آن لاین و مجازی، امکان استفاده از امکانات مجموعه را برای همه ی دانش آموزان فراهم کرده است.
آیا مى دانید منابع اطلاعاتى براى انتخاب رشته بسیار محدود اند؟
هر آدمى تو زندگیش با یک سرى انتخابهایى رو به رو میشه که هر کدوم از اون انتخاب ها ممکن مسیر زندگیش و عوض کنه مثل انتخاب شغل یا انتخاب رشته.
هر کدوم از این انتخاب ها میتونه سمت وسوق زندگى و عوض کنه .
چیزى که باید مد نظرمون باشه اینکه وقتى یک تصمیمى و میگریم همون لحظه و شاید در بهترین حالت تا چند ماه بعد اگر درست نباشه متوجهش نمیشیم.
یک تصمیم نادرست کم کم تأثیرات خودش و روى زندگیمون نشون میده به طور مثال شما انتخاب رشته رو در نظر بگیرین یک سال تمام براى ورود به دانشگاه زحمت کشیدین اما فقط تصور کنید بعد از گذشتن چند ترم متوجه بشید که این رشته اصلا با سلایق و توانایى هاتون جور در نمیاد.
اینجور مواقع دو حالت وجود داره
اولى این که انصراف بدین و دوباره کنکور بدین که آمار ها نشون میده درصد این افراد پایین چون شهامت به عقب برگشتن رو ندارن،دومین دسته افرادى هستن که به راهشون بدون انگیزه ادامه میدن ولى شاید به این موضوع دقت نکن که شاید چهار سال دانشگاه تموم بشه اما تازه وارد یک دنیاى بزرگترى به اسم دنیاى کار میشن که براى شرکت در آزمون ورودى رشته ومهارت فرد در اون رشته از اهمیت بالایى بر خوردار.
هر انسانى روزانه هفت الى هشت ساعت و در محل کارش مى گذرونه و به نظرتون چى میشه اگه این فرد هیچ علاقه اى به کارش نداشته باشه.
بى انگیزگى،نا امیدى،عصبانیت و... این ها همه به خاطر یک اشتباه نادرست تو اوج جوانى که میتونه تأثیرات بدى داشته باشه.
بیشتر تصمیمات اشتباه به خاطر کمبود اطلاعات و یا استفاده از اطلاعات نادرست صورت مى گیرد.
متأسفانه چیزى که الان به شدت رایج منابع اطلاعاتى غلط در زمینه هاى مختلف که تشخیص این قضیه کار ساده اى نیست.
با وجود این معضل این وظیفه ى خودمون که نگران آیندمون باشیم و اطلاعات درستى رو مبناى تصمیماتمون قرار بدیم.
یکى از بهترین منابع اطلاعاتى استادها هستن که با وجود تجربه ى چندین ساله در زمینه آموزش دارن میتونن بدون غرض به ما کمک کنن.
تجارب بالاى استاتید این امکان رو بهشون میده تا وقتى شما از شرایطتون صحبت میکنید بهترین گزینه رو به شما پیشنهاد میکنند چون دانش آموزان و دانشجویان زیادى رو با انتخاب هاى درست و غلط دیدن و به همین دلیل وسعت دیدشون در زمینه انتخاب رشته خیلى وسیع تره.
چیزى که به عنوان یکى از مزیت هاى اساتید به شمار میاد اینکه ما از سنین پایین با استاد ها و معلم هاى زیادى برخورد داشتیم که همین نزدیکى باعث میشه دسترسى ما به اساتید راحت تر باشه مهم نیست که استاد درس ریاضى،فیزیک،زیست،زبان یا هنر باشه یا استادى باشه که با صورت تدریس خصوصى به ما تدریس کرده باشه مهم دلسوزى استاد نسبت به آینده دانشجویان و بچه هاست.
اگر شخص خاصى رو در نظر ندارید و به تبلیغاتى که در بازار داغ انتخاب رشته به خصوص در ماه هاى آخر تابستان نمى تونید اعتماد کنید توصیه میکنم سرى به سایت ها بزنید و رزومه و سوابق اساتید مختلفى که در زمینه مشاوره تحصیلی و مشاوره انتخاب رشته فعالیت مى کنند رو بررسى کنید.
این بررسى باعث میشه نسبت به انتخابتون مطمئن تر بشید.
یکى دیگه از امکاناتى که سایتهاى مربوط به انتخاب اساتید و تدریس خصوصى در اختیار کاربران حتى به صورت آنلاین قرار میده پک هایى که به وسیله اساتید برتر با هدف یکجا کردن اطلاعات تهیه و گردآورى شده و شما می توانید حتی مشاوره تحصیلی تلفنی نیز داشته باشید.
این پک ها به معرفى رشته هاى مختلف دانشگاهى جهت آشنایى دانش آموزان و دانشجویان پرداخته.
حالا انتخاب با خودمون استفاده از یک منبع درست یا چشم بستن به روى اهمیت انتخاب هامون.
وقتى هوا خیلى گرمه اصلا انگار هیچى خوب نیست نه حالت،نه حوصلت،نه صف مترو و...
امروز صبح به محض اینکه از خواب پا شدم اولین حسى که داشتم عصبانیت از هواى گرم بود انگار علاوه بر کلافگى ناشى از گرماى هوا هرچى حرص از کارهاى نیمه تموم و هدفهاى رها شدم بود و دلم مى خواست سر گرماى آتشین مرداد خالى کنم انگار گرماش مثل آتیش زیر خاکستر بود که عصبانیتم وبیشتر میکرد از اینکه چرا پیگیر کارام نیستم.
مثل همیشه آماده رفتن به سر کار شدم اما خیلى بى حوصله تر از همیشه،کج دار و مریض خودم و به مترو رسوندم وقتى کارتم و زدم متوجه شدم که اعتبارش تموم شده و دوباره باید برگردم و کارتم و شارژ کنم بیشتر از خودم حرصم گرفت انگار ناخوداگاه با خودم قرار گذاشته بودم یا درجا بزنم یا به عقب برگردم خلاصه هـرچى با ربط و بى ربط بود و به خودم ربط دادم گرچه الان فهمیدم خیلى هم این ربط دادن بد نبود.
سوار مترو شدم و حسابى تو حال و هواى خودم بودم که صحبت هاى خانمى که کنار دستم نشسته بود توجهم رو جلب کرد خانم جوانى که تقریبا هم سن و سال خودم بود،براى دوستش داشت از شرایطش مى گفت که بعد از اینکه فارغ التحصیل شده به خاطر اینکه زبانش خوب بوده داره تدریس زبان انگلیسی میکنه و علاوه بر اون دنبال مدرک مربى گریش تو رشته شنا تا بتونه با اون هم تدریس خصوصی کنه،من به محض اینکه این و شنیدم دلم مى خواست خودم رو از برج میلاد پرت کنم پایین که این همه تفاوت!!!
این خانم جوان توانایى هاش رو دنبال میکرد و من بى توجه به گذر زمان فقط نشستم و ناله مى کنم،کلاس زبان ام رو با وجود اینکه ترم هاى آخر بودم رها کردم و تموم نکردم.
با وجود اینکه فارغ التحصیل رشته صنایع هستم و بازار کار نصبتا بدى نداره اما من حتى یکى از برنامه هاى مربوط به رشتم و بلد نیستم.
با حالى بدتر از صبح از ایستگاه مترو پیاده شدم و پیاده به سمت شرکت رفتم و به شدت مغزم درگیر این بود که چرا زبانم رو نیمه کاره گذاشتم تو همین فکر بودم که آگهى آموزشگاه تدریس زبان انگلیسی توجهم رو جلب کرد به ذهنم رسید که این نشونس دقیقا مثل آنتونى رابینز(بزرگترین سخنران انگیزشى دنیا)
حالا چرا نشونه چون اینجا ماجراى زندگى خودم با آنتونى رابینز و چند درصد مرتبط دیدم همون ارتباطى که اول متن گفتم.
آنتونى رابینز یک دربان عادى بود که اصلا وضعیت مالى خوبى هم نداشت اون هم دقیقا از وضعیت خودش خیلى ناراحت بود و احساس بیهودگى داشت تا اینکه به خودش قول میده تا سال آینده سیصد و شصت جلد کتاب بخونه اما بعد از یک ماه همچنان جلد اول رو نتونسته بود تموم کنه،این قضیه باعث میشه که به شدت از خودش عصبى بشه و نا امید تر از قبل به زندگى عادیش ادامه بده،اما چند روز بعد یک آگهى تدریس تندخوانى نصب شده روى دیوار(مثل آگهى تدریس زبان انگلیسی که من تو راه شرکت دیدم)توجهش رو جلب میکنه و هر چى پس انداز داره رو بابت ثبت نام تو کلاس ها خرج میکنه(خود آنتونى رابینز از آگهى کلاس تند خوانى به عنوان یک نشانه یاد میکنه).
این آگهى شروع تغییرات زندگى آنتونى حساب میشه چون اون به هدفش نزدیک میشه و کتابهاى زیادى رو سالانه مطالعه میکنه این موفقیت تا جایى پیش میره که به عنوان برترین سخنران انگیزشى دنیا شناخته میشه و اساتید برتر دنیا براى حضور در جلسات سخنرانى آنتونى سر و دست مى شکنند و حتى رییس جمهور آمریکا برا مصاحبه باهاش باید وقت قبلى بگیره.
من هم به این فکر افتادم که نشونه امروزم رو دست کم نگیرم به همین دلیل تا رسیدم شرکت شروع کردم برنامه ریزى کردن تا زمانهاى خالیم رو دقیق به دست بیارم،چون وقت زیادى نبود تصمیم گرفتم زبان انگلیسى رو به صورت کلاس مجازى یاد بگیرم و کلاس هاى مطلب رو آخر هفته ها بردارم.
وقتى تصمیم و گرفتم سریع تو کامپیوترم سرچ کردم و کلاس هارو ثبت نام کردم.
الان حدود یک ماه میشه که کلاس ها رو میرم و واقعا خیلى خوشحال ترم چون جایى براى غر زدم نمونده که چرا تنبلم و اینکه احساس درجا زدن نمى کنم.
چیزى که خیلى توجه من و به خودش جلب کرد این بود که روز مرگى خیلى راحت اتفاق میفته واینکه ممکن ما حتى متوجه نشیم که چه تأثیراتى روى ابعاد مختلف زندگیمون میزاره و فقط کافیه براى جلوگیرى از روزمرگى از کنار نشونه هاى زندگیمون به راحتى رد نشیم و خواسته هامون رو دنبال کنیم.
همان طور که می دانید پارسال در نمایشگاه الکامپ برای اولین بار به استارتاپ ها و یا به اصطلاح کسب و کار های نوپا سالنی را اختصاص دادند اما شاید حجم بالای استقبال مردم از این سالن را حدس نزده بودند. همین کسب و کار های کوچک با کوچکی خودشان برای مردم جاالب بودند، شاید این نشانه ای است که دنیای دیجیتال حتی کسب و کار هایش برای مردم جذاب هستند و نیاز به اطلاع رسانی بیش تر دارد.
طبق همین تجربه در الکامپ امسال سالن بزرگ تر و با امکانات بیش تر را در اختیار استارتآپ ها که تعداد حدود 200 تا بودند قرار دادند. تا بهتر دیده شوند و بازدید مردم هم راحت تر باشد. مساحت غرفه ها متفاوت بود و البته از غرفه 1.5 متری به 5 متر تبدیل شده بود که این موضوع در ابتدا باعث خوشحالی بود. و پیش بینی ها نیز درست از آب در آمد و همچنان سالن الکامپ استارز شلوغ تر از باقی سالن ها بود. اما سوالاتی به وجود آمد که از خود استارتاپ ها پرسیده شد.
حضور فعالین در این حوضه از جمله شتاب دهنده ها و سرمایه گزاران چقدر موثر بود؟
شاید اولین نکته مثبت این بود که همه در کنار هم بودند اتفاقی که پارسال نبود، حضور شتاب دهنده ها و سرمایه گزاران در نمایشگاه فضایی بود که با هم آشنا شوند و به سوالات هم جواب دهند.
اما آیا این شلوغی به رشد این کسب و کار ها کمکی می کند؟
جواب این سوال هم بله هم خیر است.
زیرا به تعداد افرادی که در نمایشگاه از غرفه بازدید می کنند دیده می شوند اما مقیاس دیده شدن باید خیلی بزرگ تر باشد تا یک کسب و کار به بازار هدف خود برسد.
آیا فضای به وجود آمده محیطی حرفه ای برای افراد تازه کار که نیاز به آشنا شدن و کسب تجربه در این حوضه دارند است؟
بله، تمام کار ها تجربه ای در کوله خود دارند اگر فردی به دنبال تجربه باشد. از استارت آپ های کوچک گرفته تا بزرگ ترین و معروف ترین ها. داستان های شکست و موفقیت برای افرادی که بخواهند بشنوند، شنیدنی است.
و در آخر حرف خود استارت آپ ها ؟
نمایشگاه خوب و مفید و شلوغ بود، شلوغی که مارو از پا در آورد و این جا باید گفت هرکه طاووس خواهد جور هندوستان کشد
و سوالات عجیبی که شاید از طرف سرمایه گزاران شنیده باشند مانند کلا کارت چند می فروشی ؟ که باز هم باعث تعجب شده بود.
در کل اتفاقات خوب از قدم های کوچک شروع می شود تا به موفقیت های بزرک برسد و الکام استارز هم قدم کوچک در مسیر رسیدن به موفقیت بزرگ است.
استاد سلام مرجع تدریس خصوصی نیز در نمایشگاه حضور داشت و پاسخ گوی سوالات مردم بود.
رشد مغز کودک ناشی از تجربه و تمرین مغز کودک میباشد. دیدن، شنیدن، بویایی، چشایی و لمس کردن باعث تحریک ارتباط سلولی مغز میشود. هرقدر این ارتباط پیچیدهتر باشد باعث میشود مغز کوک شما دقیقتر شود. هنگامیکه فرزند خود را در معرض تحریکات و تجربیات بیشتر قرار میدهید باعث میشوید رشد مغز سریعتر شود. در ادامه ما راههایی را به شما پیشنهاد میکنیم تا کودکانی باهوشتر داشته باشید.
1- با فرزندانتان تعامل داشته باشید.
دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که نوزادانی که دچار نوازش و محبت قرار نمیگیرند رشد مغزی کمتری دارند همچنین مشاهده کردهاند نوزادانی که موردتوجه قرار نمیگیرد رشد نکرده و دچار افسردگی میشوند همچنین بررسیهای نشان داده شده که آغوش گرفتن، ارتباط برقرار کردن و بازی کردن با فرزند تأثیر بسزایی در توسعه هوشمندی شما نیز دارد. همچنین ارتباط دوستانه بین شما و فرزندتان و تعامل شخصی شما با او، پایهای برای مهارتهای تفکر بالاتر است.
2- با فرزندان خود صحبت کنید.
همچنین هنگامیکه کودک شما صحبت میکند به آن گوش دهید این کار باعث میشود کودک شما برای برقراری ارتباط و تقویت صحبت کردن تلاش کند. برای کودکان خود کتاب بخوانید حتی اگر کودک شما کلمات را درک نکند این کار به آنها سرعتی در زمینه توسعه مهارتهای زبان میدهد. کودکانی که خواندن کتاب را انجام میدهند در مدرسه خوب عمل میکنند و در زندگی آینده موفقتر میشوند. خواندن کتاب یکی از مهمترین فعالیتهایی است که کودکان را هوشمند میکند.
3- کارهایی و بازیهایی به کودکان بسپارید که هر دو طرف مغز آنها را گسترش میدهند .
طرف چپ برای استدلال، منطق و زبان عمل میکند در حالی که سمت راست ویژگی خلاقیت و هنر است. پس سعی کنید در هر زمینه ای فعالیت داشته باشند تدریس زبان انگلیسی یا تدریس خصوصی نقاشی با هم مهم هستند.
4-اجازه دهید کودک شما بازی کند .
هنگامیکه کودک شما بازی میکند، پایهای برای مهارتهای فکری، اجتماعی، جسمی و احساسی در آنها ایجاد میشود. هنگامیکه فرزند شما با فرزندان دیگر بازی میکند، آنها یاد میگیرند ایدهها و احساسات را با دیگران ترکیب کنند.
5-فرزندتان را به ورزش دعوت کنید.
تمرینات جسمانی نهتنها فرزند شما را قوی میکند، بلکه باعث میشود که فرزندتان هوشمند باشد. ورزش جریان خون را به مغز میافزاید و سلولهای مغزی جدید را تولید میکند. ورزش برای تیزهوش کردن ذهن بزرگسالان مفید است اما تأثیر طولانیمدت در مغز فرزند شما دارد.
استاد سلام در کنار بچه ها برای تدریس خصوصی هر درسی