Internationaler Übersetzertag
Día Internacional de la Traducción
Journée mondiale de la traduction
अन्तरराष्ट्रीय अनुवाद दिवस
Международный день переводчика
Giornata mondiale della traduzione
Ngày quốc tế phiên dịch
International Translation Day
همه این مواردی که می بینید یعنی روز مترجم به 8 زبان زنده دنیا
30 سپتامبر روز جهانی ترجمه و مترجم است. یوجین نایدا آمریکایی ترجمه را چنین تعریف کرده است : "ترجمه عبارت است ازبازسازی نزدیکترین معادل طبیعی پیام زبان مبدا در زبان مقصد، نخست از نظر معنی و سپس از لحاظ سبک"
جالب است بدانید که اولین قدم برای برای جهانی شدن را سنت ژروم کشیش سده 15 ام میلادی با ترجمه "انجیل" از عبری به لاتین برداشت، یعنی ترجمه عاملی شد برای جهانی شدن. قدمی برای جهانی شدن و ارتباط مردم جهان با یکدیگر. شاید باور غلط بیشتر مردم بر این باشد که ماشین ها باعث ترجمه شده ولی این انسان ها بودند که احساس کردند باید با دیگران ارتباط برقرار کنند آن هم با یادگیری زبان های دیگر

بنابراین ترجمه و مترجم به وجود آمد تا پلی باشند به دنیا های دیگر، شاید سنت جروم هم به همین خاطر انجیل را ترجمه کرد برای برقرار ارتباط آن هم از نوع ترویج مذهب همین کار وی او را به قدیسی تبدیل کرد مورد احترام زیادی قرار گرفت. او کار پادشاهان و ابر قهرمانان را انجام داد، کاری که در آن زمان ها برای انجامش شاید نیاز به لشکر کشی باشد ولی سنت ژروم با ترجمه این کار را کرد.
30 سپتامبر روز جهانی ترجمه است با که به افتخار سنت ژروم که انجیل را ترجمه کرد نامگذاری شد این روز از سال ۱۹۵۳ توسط فدراسیون بینالمللی ترجمه، جشن گرفته میشود ولی از سال ۱۹۹۱ فدراسیون آن را به عنوان یک روز بین الملل پیشنهاد کرد و سازمان ملل متحد آن را نیز پذیرفت. اگر بخواهیم نقش مهم مترجمین را در دنیا بازگو کنیم باید به همین نشست سالانه سازمان ملل متحد مراجعه کنیم، جایی که رؤسای جمهور تمام کشورهای دنیا در آن حضور می یابند با زبان ها و گویش های مختلف و این مترجمین هستند که وظیفه برقراری ارتباط را دارند، وظیفه ایجاد ارتباط با همه ی دنیا با همان الفاظ رئیس جمهور، به جرات می توان گفت شغل بسیار حساسی است شاید با انتخاب یک معادل اشتباه کل متن زیر سوال برود و تنش ایجاد شود.

کار ترجمه در ایران با کتابهای درسی دارالفنون رونق گرفت و بر اثر احیاء صنعت چاپ و اعزام محصلین به خارج گسترش یافت. از آنجا که هدف تأسیس این مؤسسه تربیتی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفکران و آزادیخواهان، اخذ تمدن و علوم و معارف مغرب زمین عنوان شده بود، لذا به استخدام معلمین خارجی نیز اقدام گردید. همچنین کتب درسی خارجی در زمینهٔ علوم، ادبیات، تاریخ، پزشکی و غیره با کمک همین معلمین به فارسی برگردانده شد. پس از چندی به توصیهٔ عباس میرزا به ترجمه آثار ادبی نیز پرداختند. از آنجا که محصلین بیشتر به فرانسه اعزام میشدند زبان فرانسوی در کشور رایج و با گستردگی آن نه تنها آثار نویسندگان فرانسوی بلکه آثار ادبی دیگر زبانهای اروپایی مثل آلمانی، روسی، لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی نیز به فارسی برگردانده شد.

دو کتاب تاریخی «پتر کبیر» و «شارل دوازدهم» اولین سفارش ترجمهای بود که عباس میرزا به میرزا رضا مهندس داد. «انحطاط و سقوط امپراطوری روم» سفارش دیگر او به همین مترجم بود. نهضت ترجمه و نشر کتاب پس از مرگ عباس میرزا و فتحعلی شاه، در دوران محمد شاه قاجار دچار فترت شد، ولی در عهد ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به اوج خود رسید. محمد طاهر میرزا و محمدحسن خان اعتماد السلطنه پرکارترین مترجمان این دوره بودند. از مشهورترین ترجمههای محمد طاهر میرزا «سه تفنگدار»، «کنت مونت کریستو»، «لوئی چهاردهم و عصر و قرنش» را میتوان نام برد. «طبیب اجباری»، «سرگذشت خانم انگلیسی»، «داستان روبنسون سوئیسی» و «شرح احوال کریستف کلمب» نیز از بهترین آثار ترجمه اعتمادالسلطنه بهشمار میرود. البته اکثر این ترجمهها، بیش از آنکه یک ترجمه باشند، اقتباس، یا به قول درایدن، تقلید هستند. پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی جای زبان فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. امّا با وجود اینکه انگلیسی امروزه زبان دوم اکثریت محصلین ایرانی بهشمار میرود، در قلمرو ادبیات هنوز هم بهترین مترجمان ما اغلب کسانی هستند که از زبان فرانسه ترجمه کردهاند.
استاد سلام مرجع تدریس خصوصی زبان انگلیسی و دوره های زبان های خارجی
حتماً شما هم تابحال، بارها و بارها مقالات و کتابها و جملات فراوانی با مضمون موفقیت و راههای رسیدن به آن را در گوشه و کنار کتابخانهها و مجلات و دنیای بیسر و ته وب دیده و خواندهاید یا شرح آنها را شنیدهاید؛
"راه صد ساله را یکشبه برویم!!" یا "موفقیت در 3 گام" یا "رازهای موفقیت که هیچکس نمیداند! " یا هزاران مطلب و عنوان مرتبط به موفقیت دیگر تبدیل به یکی از روزمرگیهای پرتعداد ما شدهاند؛
اما یکبار هم که شده دقیق و واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم:
" موفقیت کلید شادی نیست، شادی کلید موفقیت است؛
اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود." جملهی بالا از هرمن کین را میتوان یک تعریف کلیدی برای موفقیت دانست؛
مهمترین نکته در فعالیتها و اهداف ما این است که با علاقه آنها را دنبال کنیم؛
شاید اشتباه ما این است که میپنداریم باید موفقیت را بیاموزیم درحالیکه موفقیت خلق کردنی است!
شناسایی علایق و استعدادها که متأسفانه در کشور ما بهاندازهی پشیزی ارزش ندارد، مهمترین فاکتور در رقم خوردن موفقیتها تلقی میشود؛
پذیرش ضعفها و شناسایی نقاط قوت و قابل اتکا میتواند مسیر نِیل به اهداف را برای ما هموار کند.
حتماً شما هم در اطراف خود با افرادی مواجه شدهاید که با فشار خانواده و یا بلندپروازیهای نامعقول خود را متقاعد به انجام کارهایی میکنند که هیچ استعدادی در آنها ندارند و زمانی به اشتباه خود پی میبرند که دیگر فرصت از دست رفته است، یا ممکن است خود شما یکی از این افراد باشید!
پس گام اول برای پیمودن هرچه سریعتر مسیر موفقیت، شناسایی استعدادها و علایق و آگاهی از ضعفها است؛
اگر شما هم مثل اکثر مردم دنیا بهدنبال راهی مطمئن برای شناسایی استعدادها و علایق خود هستید، یا به عبارت دقیقتر، میخواهد خود را خوب بشناسید، ما به شما تست MBTI یا تست HOLAND را پیشنهاد میکنیم!
گام بعدی برای کسب موفقیت، پس از شناخت هدف و تسلط بر خود، تلاش روزافزون و پشتکار است؛
مسلماً برای رسیدن به هر هدفی شما باید بهخوبی تلاش کنید و قابلیتهای خود را بیشتر و بیشتر تقویت کنید و سعی کنید تواناییهای لازم برای رسیدن به هدف خود را درخود به شکل عادت درآورید،
با این روش پس از مدتی دیگر لازم نیست کار خاصی انجام دهید و مغز شما بهطور خودکار الگوریتم موفقیت را پیگیری میکند!
صبر و حوصله و امید را فراموش نکنید!
تمامی افراد موفق تاریخ بر این نکته اذعان دارند که مسیر موفقیت مسیری سنگلاخ و پرمانع است و هر لحظه ممکن است شما عطای موفقیت را به لقایش ببخشید و قید اهداف بلند خود را بزنید!
پس باید در نظر داشتهباشید که موفقیت یک شبه اتفاق نمیافتد و قرص و آمپولی هم فعلاً برایش نساختهاند!
ممکن است شما در مسیری که پیش رو گرفتهاید بارها و بارها به بنبست بخورید اما مطمئناً با کمی تلاش راه نجات را خواهید یافت!
یاد بگیرید که واقعبین باشید!!!
به قول شکسپیر، "از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیتی بزرگ است"
شما باید با خودتان روراست باشید و اهداف غیرمعقول و دستنیافتنی را از همان لحظهی اول کنار بگذارید و زمان خود را بیهوده هدر ندهید؛
بسیاری از افراد مدتزمان قابل توجهی را صرف اهداف غیرقابل دسترس میکنند و فرصتهای طلایی را از دست میدهند.
شما باید بدانید که در مسیری که پیش گرفتهاید ملزم به رعایت یکسری ملزومات و قواعد هستید ولی نباید فراموش کتید که "خلاقیت" همان راه میانبر شما است!
اگر میخواهید مسیرتان را هموارتر کنید و سریعتر به اهدافتان برسید، باید خلاقیت خود را بهکار ببرید و تا جایی که میشود ایدههایتان را عملی کنید؛
اصلاً لازمهی موفقیت، شکستن قواعد دستوپاگیر و ایجاد مسیرهای جدید است!

ما باید ابتدا به خودمان باور داشتهباشیم تا بتوانیم کائنات را متقاعد به موفقیت خود کنیم؛
نگرش و افکار و عقاید ما نقش بسزایی در ترسیم مسیر و اهداف ما دارند و باید سعی کنیم روزبهروز دید درستتری داشتهباشیم و اصطلاحاً خودمان را آپدیت کنیم!
مهم نیست اهداف ما چه شکل و رنگ و بویی دارند؛
مهم این است در مسیری که پیشگرفتهایم ثابت قدم بوده و از لحظاتی که صرف آن هدف میکنیم لذت کافی را ببریم!
اگر از بودن در دانشگاه ناراضی هستید، اگر دقایقی که در کلاس زبان یا کلاس حسابداری صرف میکنید برایتان عذابآور است، اگر دورهی فتوشاپ یا دورهی اکسل به کارتان نمیآید،
اگر پیلاتس و آیروبیک را به اصرار دوستانتان انتخاب کردهاید،
اگر پزشکی یا مهندسی رشتهی مورد علاقهتان نیست و شیفتهی بازیگری هستید،
اگر و هزاران اگر دیگر، شما مسیر اشتباهی را در پیشگرفتهاید!
پس یا همین الان برگردید یا بدانید که جادهی موفقیت را خیلی دورتر رد کردهاید!
در پایان این جمله را از جان ماکسول بهخاطرداشته باشید که
"موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است! "